تبليغاتX
خوشگل ها وارد شوند

خوشگل ها وارد شوند

ادم تا در این دنیاس قدر عزیزانش نمیداند

نامرد کجا.........؟!

چه خوب میشد قضاوت زود نمیکردیم اونوقت از حرف و عملمونم پشیمون نمیشدیم

ای کاش زود دلی رو نمیشکستیم

شاید دلیلی داشته باشد

-ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وای تراخدا جون هرکی دوست داری بهم نگاه کن و گوشیتو روشن کن

داری زود قضاوت میکنی

اخه بی معرفت شاید بتونم از خودم دفاع کنم

زود قضاوتتو کردی و منو محکوم کردی به پستی و خلاص

اصلا نخاستی حرفای منو هم گوش کنی

من دلیل داشتم

ازت خاهش میکنم زود متهمم نکن به نامردی؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!

خیلی دوست دارم

بای امیدوارم بخونیشو جوابمو بدی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط تنها ولی باتو   | 

زن

عاشق هر كس شدم او شد نصيب ديگري

 

دل به هر كس دادم او هم زد به قلبم خنجري

 

من سخاوت ديده ام دل را به هر كس مي دهم

 

شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

جنس مخالف ، برای رفع هوس های زود گذر نیست... برای لذت بردن ازباهم بودنه.!به سلامتی همه اونایی که...عشق روباهوس اشتباه نمیگیرن

 *****************************************

تصمیم گرفتم انقدر کمیاب شوم تا دلی برایم تنگ شود اما افسوس ... فراموش شدم.......

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط تنها ولی باتو   | 

قسم میدم تورو به این اشکایی که میریزم /حلقه ای که دادم بهت پسش ندهــــــــــــــــ عزیـــــــــــــــزم

باشه مبخای بری برو اینم اجازه ی منه / اول ولی پاتو بزار اینم جنازه ی منه

خداااااااااااااااااااااااا جــــــــــــــــــون من اروم نمیگیرم

ی کاری کن بمیرم یا دستاشو بگیرم

تمام دلخوشیم ای بود تنهام گذاشت چه قد زود /ازاین زندگی سیرم

عاشق کشی کردی گلم /برو بزار بمیرم/ شایداون دنیا بشه دستتو من بگیرم

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 8:50 قبل از ظهر  توسط تنها ولی باتو   | 

!!!؟؟؟؟چرا

چه قدر سخته که ندونی از کجا امدی ؟امدنت بهر چه بود ؟ب کجا میروی چنان شتابان؟!!!!!

چه عذاب اوره که ندانی عشق چیست ؟و رسم عاشقی بیاموزی به بی ادبان !!!!!!

چه رنج اوره ندانی چرا تنهایی؟؟؟؟!!!!چرا گمشده ی شهر بی نوایانی؟؟؟!!!!

چه سوزناکه نفهمی خدایت که بود؟؟؟؟که چهل سال سجده اش کردی ولی  ب یک روز پرستشت تمام شد؟؟؟؟؟!!!!

فقط به خاطر عشق؟؟؟؟؟؟

خدایا مرا ببخش که ندانسته  در راهی رفتم که هم عشق خودم را گم کردم وهم سجده خود را!!!!!؟؟؟؟؟؟

من بنده نیستم من ی موجود فراموش شده ام ؟؟خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

تو معبود و عشق منی 

نه بنده ی ناچیزت

که روزی مرا میخواهد وروز دگر به تو پس میدهد مرا

پس مرا ب بزرگیت عفو کن تا دوباره متولد شم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 10:48 قبل از ظهر  توسط تنها ولی باتو   | 


امرو خیلی خوشحالم خیلیلیلیلیلیلیلیلبیلیبیلییییییییییییییییییییییییییییییییییی اخه امرو بهترین روزمه در اصل ر.ز به وجود اومدنم خیلی خوبه ولیییییییییییییییی.......همه فراموشم کردن نمیدونم شاید چون بزرگتر شدم میگن زشه بیخیال مهم اینه که خوووووووووووووووودم خوشم حالا هر کی او.مد خوش اومده قدم گذاشته رو چوشام پس همگی دستا بالا کسی غمگین نمیاد تو ها !!!!!!!! خواستین یکم کیکمو بخورید البته قبلش ی قری چیزی بدید دستی بزن بابا   عاشقتوووووووووووووووووووووووووووووونم بچه ها خیلی دوستون دارم بای بای خب حالا نوبت کارت تبریکاس مرسی از همه دوستان خیلی باحال اومدن  دمشون گرم و حالا من کیک ۱۸ سالگیمو فوت میکنم بزار اول  ی ارزو کنم واسسسسستا هولم نکید بلههههههههههههههههههههههه این فوت هورا هوراااااااااااااااااااا خب خوش گذشت خب خدارو شکر باید بتون خوش میگذشته هر کی میگه نه دروغ میگه شوخیدم فداییییییییییییییییییی همتون دوست جونای گلم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 2:0 بعد از ظهر  توسط تنها ولی باتو   | 

اخه چرا خدا...

چراااااااااااااااااااا؟؟؟

میخام گریه کنم

داد بزنم

جیغ بکشم

اخه چرا خداااااااااااا/؟؟؟میگن تو خیلی مهربونی

خیلی خوبی

خیلی باگذشتی

خیلی با مرامی خیییییییییییییییلیییییییییییییییییییییییی بخشنده ای

پسسسسسسسسسسسسس کووووووش

دگه نمیخام

خداااااااااااااا چرا عزیزترین کسای من

؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بریدم خدا جون دگه نمیتونم

ساینا فقط ۱۸ سالش بود

دایی مهدی فقط ۲۲ سالش بود

و حالا......

خدا از بس گفتم بهم تو کارات حکمته خسته شدم دگه نمیخام بشنوم

چرا هر چی خوبه۹ هر چی فرشته ی میبری پیش خودت/؟؟؟؟منم مثل تو تنهام

منم ......چرا بیشتر ازیم تنهاترم میکنی/؟؟؟؟

دگه ازت هیچی نمیخام جز همون که بهت گفتم ......

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 9:17 قبل از ظهر  توسط تنها ولی باتو   | 

خدایا یاریم کن اگر روزی.جایی.چیزی شکستم دلـــــــــــــــــــــــ نباشه

سلام دوستای جون جونیم ...خوبید من که عالیه ام

فعلا که درگیر دانشگاه و برو بیا هستم واااااااااااااااای مردم از بس اتوبوس و تاکسی سوار شدم

کیـــــــــــــــــــــــــــــــی بشه تصدیقم و بگیرمو خلاص خودم برم و بیام

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط تنها ولی باتو   | 

خدایا یاریم کن اگر روزی.جایی.چیزی شکستم دلـــــــــــــــــــــــ نباشه

سلام دوستای جون جونیم ...خوبید من که عالیه ام

فعلا که درگیر دانشگاه و برو بیا هستم واااااااااااااااای مردم از بس اتوبوس و تاکسی سوار شدم

کیـــــــــــــــــــــــــــــــی بشه تصدیقم و بگیرمو خلاص خودم برم و بیام

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط تنها ولی باتو   | 

برای مرگ خود یک بهانه میخاهم یک بهانه ی پوچ عاشقانه میخاهم

از غمی که میدانی....

با تو بودنم مرگ است

بی تو بودنم هرگز!

اگر بهانه این باشد ....

من بهانه میگیرم و عاشقانه

 

میـــــــــــــــــــــــــــــمیــــــــــــــــــــــــرم

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 10:54 قبل از ظهر  توسط تنها ولی باتو   | 

تا هس زندگی هست

چرا ما ادما سر هر مسئله ای ناراحت میشیم؟

چرا زندگی برا ما سخت میشه؟

چرا تا شکست میخوریم ارزوی مرگ میکنیم ؟

وووووووو چرا؟؟؟؟؟

واقعا چرا ؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 2:51 بعد از ظهر  توسط تنها ولی باتو   | 

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

سلام ب دوستان گل وگلاب

ببخشید ی کم دیررررررررررررر اومددددددددددددم ولی خدایی لاومددم دگه

در عوض ی عالمه خبر دارمممممممممممم داغ ه داغ

اولیش ایکه کنکورو دادیم خلاص

دومی ایکه نتایجشم اومد باحااااااااال

سومی ایکه قراره بابایه برام ماشین بخره بگین دمش گرم

وووووووو.............

دگه ایکه سلامتییییییییییییی تا ایجا داشته باشید تا بعد

بازم از همه ی کسایی که بم سر زدن تو این مدت ممنون

دس شما مرسی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط تنها ولی باتو   | 

جشن .......

شششششششلاااااااااااااااااااامممممم

چچچچچچچچچچطورید ؟

هی ما بد نیستیم یه نفسی میاد و میره

شماااااااااااااااااااااااا خوب باشید ما هم خوبیم

پریروز یععععنی سه شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ از طرف مدرسه خیر  سرشون برامون

جشن فارغ تحصیلی گرفتن مثلا !!!!!!!!!!!!!

اقااااااااااااااااااااااااا اینقد خونوک بود (خنک و ضد حال ) بوووووووووووووووووووود که نگو

همون پولی که به اینا دادیم که بهمون کیک نصفه

پیتزا نصفه اهنگ نصفه

حال نصفههههههههههههه

اهههههههههههه خودشونن نصفه و نیمه ان

 میدادیم به یکی از بچه ها که همگی بریم خونشون بتر کونیم بهتر بود

وللللللللللللل کنیم این حرفارو

خبببببببببببب اینم یه جورشه دیگه مثلا اسم خودشونم گذاشتن نمونه دولتی

ولی خودمونیم ۱۲ سال گذشت چه زود

سرتونو درد نمیارم  خلاصه و تمام

خداحافظ دوران دبیرستان 

هی

با شما ها خداحافظی نکردما با شما تازه کارم تابستون شروع میشه

همتونو دوس دارم

قعلا بای

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 6:31 بعد از ظهر  توسط تنها ولی باتو   | 

سلام بچه ها جونم /؟؟؟؟خوبید

دلتون برام تنگ شده بود

میسسسسسسسسسسسی منم همینطور

راستییییییییییییی شرمنده اگه نمیتونم به بعضی هاتون سر بزنم شرمنده

ولی قول میدم تابستون تند تند بیام

ولییییییییییییی......

دلم برای یه چند نفری بدجور تو عید تنگیده

میدنم اونم به یادم بوده چون اون قد این بامعرفته

ولی بهتره فعلا به امتحاناتش برسه باشه

یاهوم قطه وگرنه بهش سر میزدم ببخشید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط تنها ولی باتو   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 11:7 قبل از ظهر  توسط تنها ولی باتو   | 

سلااااااااااااااااااااااااااااام

وایییییییییییییییییییی چه امسال زود گذشت مثل برق

ومن هم ۳ ماه بیشتر وقت ندارم

حالا چه کنم

بیخیال

خلاصه این شاید اخرین نوشته های من باشه

در ضمن میخوام دیگه به هیچکی فک نکم

به هیییییییییییییییییچی البته اگه بتونم

در ضمن سال نو تونم مبارک بیشابیش

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط تنها ولی باتو   | 

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

دلمممممممممممممممممممممممم گرفته

برام دعا کنید فقط خواهششششششششش میکنم

دیگه داره تموم میشم 

کسی نیس با هاش دردل کنم

تنها کسم خداس که اگه اونم نباشه میمیرم

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 9:37 قبل از ظهر  توسط تنها ولی باتو   |